من حتم دارم یک روز باز خواهی گشت و عاشقانه صدایم خواهی کرد٬روزی که تنگ درآغوش می گیری سرمای عمیقی را که بر سنگ مزار من نشسته است. من به انتظار آن روز از هم اکنون مرده ام...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۱:۳۸ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
چشمانت را برای زندگی می خواهم
دلت را برای عاشقی می خواهم
اسمت را برای دلخوشی می خوانم
صدایت را برای شادابی می شنوم
دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم
عطرت را برای مستی می بویم
خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۱:۳۶ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
باران که می بارد چه قدر دلم به تو نزدیک می شود
احساس زیبایی مرا به سمت تو میکشد
دوست دارم به بلندای آسمان دستانم را بلند کنم
و نگذارم قطره ای حتی از میان انگشتانم بگریزد
قطرات باران که روی صورتم می نشیند
گویی دستان پرمهر تو نوازشم می کنند
و من از دلهای ابری و غمگین خبری ندارم
چون از شوق تو لبریزم
باران که می بارد تو در راهـی و
من یقین می دانم تو نیز عاشـق بارانـی
تو مثل باران بخشنده ای ... نه !
باران مثل تو بخشنـده است
و راز شکوه و زیبایی باران در چشمـان تو نهفته است
و من در انتظـار بـاران حضـور تو در چشمان زمینی ام
شعر باران را زیرلب زمزمه می کنم ...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۱:۳۱ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)