picap picap .

picap

سهم من آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من می گیرد . . .


آه . . .

سهم من اینست

سهم من اینست

سهم من

آسمانیست که آویختن پرده ای

آنرا از من می گیرد

سهم من پایین رفتن از یک پله ی متروک است

و به چیزی در پوسیدگی و اصل گشتن

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست

و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید :

دست هایت را دوست می دارم . . .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۶ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

افسانه ی من به پایان رسیده است . . .


افسانه ی من به پایان رسیده است

و احساس می کنم که این آخرین منزل است

دیگر نه بانگ جرس کاروانی

دیگر نه آوای رحیلی !

تنهایی،آرامگاه جاوید من است

و درد و سکوت،همنشین تنهایی

جاودانه ی من !



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۵ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

همه جا می گردم، آسمان ،دره و کوه تا بیایم مهربانی.. حیف او جایی نیست..! جایش در میان همه دلها خالیست




همه جا می گردم، آسمان ،دره و کوه!!!

تا بیایم مهربانی!...

تا بپرسم از او، که برای چه کسی می تپند این قلبها

در زمانیکه قرونی است که عشق، این دلیل طپش و هستی دل!!!

با همه کرده وداع!...

وکنون این انسان!

نیست لایق که دگر هیچ دلی..!

از برایش به طپش در آید!...

در سرش فکر عجیب طغیان، در دلش قلب که نیست!!!

تکه ای سنگ سیاه،... و دگر هیچ دلی در میان نیست که باید بتپد!!!...

پس فغان...

وای به ما... ما چرا زنده بمانیم؟...

در اینجا که دلی نیست و دلداری نیست،

به حسادت ز شقایق؟...یا به تقلید زمینی پر ز گندم؟!ه چه شوق؟.!

من وتو اندر این عصر سیاه،

که به جای گل قاصد... موشک و جت به هواست!...

آسمان ابر ندارد دیگر...برکه و رود پر از آب دو چشمان شماست!...

هر کلاغ شده خواننده سر شاخه ئ بید...و دگر نسل کبوتر به فناست...!!!

چرا زنده بمانیم؟؟!!!

و کنون آن جمله سهرا ب که فرمود:

مرگ پایان کبوتر ها نیست، ...شده یک افسانه!!!دیگر حتی با شقایق هم ... زندگی بی معناست...!

تا شقایق هست زندگی باید کرد!!!

محو از خاطره هاست!..

سیب نیست ...

ایمان نیست....

مهربانی؟!!!

وای ! جایش خالیست!!!

زندگی مرثیه ثانیه هاست!...زندگی بی دل،چه بگویم که خطاست!...

چون قرونیست که عشق،

این دلیل طپش و هستی دل،... با همه کرده وداع!!!

ما چرا زنده بمانیم،.؟!

زندگی بی دل ، دل بی عشق خطاست.

همه جا می گردم آسمان ،دره و کوه..!!

تا بیابم مهربانی تا بپرسم از او

ما چرا زنده بمانیم ؟؟!!

حیف او جایی نیست...!

مهربانی جایش در میان همه دلها خالیست!!!



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۴ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

عکسی بدون شرح



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۳ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

من به یک احساس خالی دلخوشم . . .


من به یک احساس خالی دلخوشم

من به گل های خیالی دلخوشم

در کنار سفره اسطوره ها

من به یک ظرف سفالی دلخوشم

مثل اندوه کویر و بغض خاک

با خیال آبسالی دلخوشم

سر نهم بر بالش اندوه خویش

با همین افسرده حالی دل خوشم

در هجوم رنگ در فصل صدا

با بهار نقش قالی دلخوشم

آسمانم حجم سرد یک قفس

با غم آسوده بالی دلخوشم

گر چه اهل این خیابان نیستم

با هوای این حوالی دلخوشم . . .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۳ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

افسانه ی من


 

 گفتم که بیا کنون که من مستم ، مست
 ای دختر شوریده دل مست پرست
 گفتا که تو باده خوردی و مست شدی
 من مست باده می خواهم ، پست
 یک شاخه ی خشک ، زار و غمناک ، شکست
 آهسته فروفتاد و بر خاک نشست
 آن شاخه ی خشک ، عشق من بود که مرد
 وان خاک ، دلم ... که طرفی از عشق نبست
 جز مسخره نیست ، عشق تا بوده و هست
 با مسخرگی ، جهانی انداخته دست
 ایکاش که در دل طبیعت می مرد
 این طفل حرامزاده ، از روز الست
 صد بار شدم عاشق و مردم صد بار
 تابوت خودم به گور بردم صد بار
 من غره از اینکه صد نفر گول زدم
دل غافل از آنکه ،‌گول خوردم صد بار
 افسوس که گشت زیر و رو خانه ی من
 مرگ آمد و پر گشود در لانه ی من
 من مردم و زنده هست افسانه ی عشق
 تا زنده نگاه دارد افسانه ی من
 افسانه ی من تو بودی ای "افسانه"
 جان از کف من ربودی ، ای افسانه
 صد بار شکار رفتم دل خونین
 نشناختمت چه هستی ای "افسانه"

(کارو)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۲ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

عکس جالب و دیدنی (2 عکس)




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۱ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

... بهم گفت پسر تو مریضی !؟ چرا که از آدما گریزانی ! گفتم پس کاش هیچوقت خوب نشم



توی این دنیای لعنتی (این دوره زمونه) اگر خود خودت باشی مطمئن باش که بیشتر غیر خودت صدمه میبنی (غیر خود خودت بودن)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۰ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

کاشکی فرار کردن و بلد بودم !؟ آخه بعضی وقتها باید که فرار کرد،از کی،از چی !؟ برای من از خودم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۴۰ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

نشسته بین من و تو هزار اقیانوس . . .

image by fotos.blogfa.com

 

نشسته بین من وتو هزار اقیانوس

شکسته می شود امشب شکوه یک فانوس

تو از حقارت ایوان من شدی دلتنگ

من از طراوت گل های تو شدم مایوس

ببین، هنوز نوازنده ای نخوابیده ست

سرود عشق من و تو تمام شد افسوس

صدای سوت ترن های صبح می آید

مرا ببوس عزیزم ! مرا دوباره ببوس



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۰۵:۳۹ توسط:picap موضوع: نظرات (0)