دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
واندرین کار دل خویش بدریا فکنم
از دل تنگ گنه کار برآرم آهی
کاش اندر گنه آدم و حوا فکنم
مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست
میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۹:۰۵ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
دیگر از هرچه هست بیزارم مثل ابر بهار می بارم
برو ای آنکه بعد دیدارت گره افتاده است در کارم
کم کم این روزها خودم دارد باورم می شود که بیمارم
یک نفر گفت خوب خواهم شد به فراموشیت اگر بسپارم
دیدم از دست می رود عمر دست اگر روی دست بگذارم
گفتم ای عشق اگر که بعد از این بدهی مثل قبل آزارم
به تمام گذشته ام سوگند روی قلبت گلوله می کارم
*********************
هرچه بر من گذشت حقم بود
من از این بیشتر سزاوارم
تو گناهی نداری ای زیبا
مرگ بر من که دوستت دارم
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۹:۰۳ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
بر من مپسند ، خوار این خاک شدن
دلبسته این دیار بی یار شدن
من در طلبت روز و شبم یکسان است
درد است میان کافران زار شدن
شیدایی من بهر تمنای تو بود
بی تابم و خواهان گرفتار شدن
راضی نیم از سکوت خویشم جانا!
وقت است از این غمکده آزاد شدن
هستی اگر چه این چنین غماز است
بر من مپسند ، خوار این خاک شدن
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۹:۰۳ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
سردی ولی کنار تو با شعله ها هم نفسم
شبی کویریم ولی با تو به بارون می رسم
تلخی ولی با بودنت دیوونه میشم دم به دم
شیرینی زندگی رو نفس نفس حس می کنم
ساکتی اما تو چشات غوغای نور و شبنمه
می ترسم از رسیدن آینده ای که مبهمه
با تو یه دنیا شادیم اگرچه دور و بی کسم
از خشکی نگاه تو به مرز دریا می رسم
دریا خود خود تویی که غرق طوفان توام
شب غرق زیبایی میشه وقتی نگاهت میکنم
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۹:۰۲ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)

امشب تورا حس می کنم در سرزمین بادها، محو نگاهت می شوم تو کیستی ای آشنا
ای آشنا،
امشب چرا شعرم غریبی می کند، با هر که غیر از یاد تو نا آشنایی می کند،
در عصر بی اصل و نصب مبهوت افکار تو ام ،باور کن ای آبی ترین بهر تو من جان میدهم
تو در نگاه تلخ من نقش خدا را داشتی ،گلهای زیبا را تو در گلدان فکرم کاشتی،
درخلوت زردم تو را با عشق سودا می کنم ،تصویر خوبیها تویی حیران منم،حیران منم
تقدیر را در گوشه ای از زندگی باختم با یاد چشمان تو....

برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۹:۰۰ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
Götür beni gittiğin yere
مرا ببر به هم آنجا که خود رفتی
Bu aşk böyle bitemez
این عشق نمی تواند چنین به پایان برسد
Bırakma , terk etme beni
مرا رها نکن، ترکم نکن
Atma beni ölümlere
مرا به مرگ و نیستی نیفکن
Atma beni zülümlere
مرا به ظلمت نیفکن
Götür beni gittiğin yere
مرا ببر به هم آنجا که خود رفتی
Sensiz ben nefes alamam
بی تو نفس کشیدن برای من ممکن نیست
Buralarda hiç duramam
اینجا ماندن برای من ممکن نیست
Tek başına yalnız kalamam
تنها ماندن بی تو ممکن نیست
Senin kokunu özlerim
در حسرت استشمام بوی تو ام
Hep yollarını gözlerim
همیشه چشم به راهت خواهم بود
Götür beni gittiğin yere
مرا ببر به هم آنجا که خود رفتی
Aşkındır beni yaşatan
عشق توست که مرا زنده نگه داشته
Beni hayata bağlayan
مرا به زندگی امیدوار کرده ...


برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۹:۰۰ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
اینجا چه قدر فاصله سنگین است
از زخم کاهگل تا آسمان خراش
اینجا سرود سرکش فریاد
گم می شود در حقارت " ای کاش "
ای کاش سرنوشت سپیدی رقم زند
خوشبختی مرا
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۸:۵۹ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
این روزها به اتفاق های عجیبی فکر میکنم
به اینکه کاش مرگ پایان کبوتر بود
کاش می توانست در آسمان اوج گرفت
کاش می توانست مرد
کاش می توانست کوچ کرد از این زمین خاکی .....
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۸:۵۸ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)