picap picap .

picap

در این زمانه هیچ‌کس خودش نیست،کسی برای یک نفس خودش نیست




در این زمانه هیچ‌کس خودش نیست

کسی برای یک نفس خودش نیست

همین دمی که رفت و بازدم شد

نفس ـ نفس، نفس ـ نفس خودش نیست

همین هوا که عین عشق پاک است

گره که خود با هوس خودش نیست

خدای ما اگر که در خود ماست

کسی که بی‌خداست، پس خودش نیست

دلی که گرد خویش می‌تند تار،

اگرچه قدر یک مگس، خودش نیست

مگس، به هرکجا، به‌جز مگس نیست

ولی عقاب در قفس، خودش نیست

تو ای من، ای عقاب ِ بسته‌بالم

اگرچه بر تو راه ِ پیش و پس نیست

تو دست‌کم کمی شبیه خود باش

در این جهان که هیچ‌کس خودش نیست

تمام درد ِ ما همین خود ِ ماست

تمام شد، همین و بس: خودش نیست






برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۵۰ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

برای زمین مهم هست،راه رفتن من بر رویش (زیرا تنها پسری هستم،که هنوز در زندگیم،به کسی خیانت نکردم)




برای زمین مهم هست

راه رفتن من بر رویش

با هر قدم من او لبخند میزند

زیرا تنها پسری هستم

که هنوز در زندگیم

به کسی خیانت نکردم

و خود خوشنودم

که  اگر با کسی بودم

فقط با او بودم

صادقانه نه با کلک

نه برای فریب و س...ک...س

کاری که این روزها باب شده

دروغ و آبروی عشق را بردن

زمین خوشحال است از راه رفتن من بر خاکش

و من خوشحالم

که هر که هستم آشغال هوس باز نیستم


(too-late.blogfa.com)






برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۹ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم (از روی یکرنگی شب و روزم یکی شد)




دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم

با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم

پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی

سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت

نیلوفرانه پیچکی بی‌تاب نورم

بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت

باری، به روزی روزگاری از عبورم

از روی یکرنگی شب و روزم یکی شد

همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم

خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم

فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم

در حسرت پرواز با مرغابیانم

چون سنگ‌پشتی پیر در لاکم صبورم

آخر دلم با سربلندی می‌گذارد

سنگ تمام عشق را بر خاک گورم





برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۸ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم،و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم،روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم




بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود

بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود

ما خدا را با خود سر دعوا بردیم

و قسم ها خوردیم

ما به هم بد کردیم

ما به هم بد گفتیم

ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم

و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم

از شما می پرسم

ما که را گول زدیم ؟


(دکتر شریعتی)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۸ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

آن گل سرخی که دادی،در سکوت خانه پژمرد (مانده ام سر در گریبان)



مانده ام سر در گریبان

بی تو در شب های غمگین

بی تو باشد همدم من

یاد پیمان های دیرین

آن گل سرخی که دادی

در سکوت خانه پژمرد

آتش عشق و محبت

در خزان سینه افسرد

کنون نشسته در نگاهم

تصویر پر غرور چشمت

یک دم نمی رود از یادم

چشمه های پر نور چشمت

آن گل سرخی که دادی

در سکوت خانه پژمرد



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۷ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

امشب چشای من مثل ابرای بهاره ، نخند به حال من که حالم گریه داره . . .


هوس کردم بازم امشب زیر بارون تو خیابون


به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه


آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثل من


حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه


امشب چشای من مثل ابرای بهاره


نخند به حال من که حالم گریه داره


چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیری بگذاره؟؟


آره بخند ، بخند که حالم خنده داره


این عشق یک طرفه من رو کشونده تو خیابونا


نمیخوام توی این خلوت کسی دور و برم باشه


نه پلکام روی هم میرن ، نه دست میکشم از گریه


نه میخوام بند بیاد بارون ، نه چتری رو سرم وا شه


امشب چشای من مثل ابرای بهاره


نخند به حال من که حالم گریه داره


چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیری بگذاره ؟؟


آره بخند.... بخند که حالم خنده داره




با تشکر از دوست عزیزم (امین) برای ارسال شعر




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۶ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

مـا عــــاشق همیــم ، مـا میرسیـــم به هـم . . . کـــاش اینجــا بـودی و میشـد بهت بگــم


امشب دلم پره ، امشب مسافری


فرصت نشد بگم چی می کشم بری


چشمم به رفتنت ، دلگیرم از خودم


فرصت نشد بگم من عاشقت شدم


من عاشقت شدم ، ما میرسیم به هم


کاش مونده بودی و میشد بهت بگم


ما عاشق همیم ، ما میرسیم به هم


کاش اینجا بودی و میشد بهت بگم



می ترسم از همه از این شبای سرد


تو فکر رفتنی کاری نمیشه کرد


میخواستم بهت بگم فکر کسی نباش


میخواستم بهت بگم اما دلم نذاشت


من عاشقت شدم ، ما میرسیم به هم


کاش مونده بودی و میشد بهت بگم


ما عاشق همیم ، ما میرسیم به هم


کاش اینجا بودی و میشد بهت بگم


کـــــاش.....





برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۵ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

نمی دانم چه می خواهم بگویم،زبانم در دهان باز بسته ست،در تنگ قفس باز است و افسوس...





نمی دانم چه می خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته ست
در تنگ قفس باز است و افسوس

که بال مرغ آوازم شکسته ست


نمی دانم چه می خواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ

گهی می سوزدم گه می نوازد


گهی در خاطرم می جوشد این وهم
ز رنگ آمیزی غمهای انبوه
که در رگهام جای خون روان است

سیه داروی زهرآگین اندوه


فغانی گرم وخون آلود و پردرد
فرو می پیچیدم در سینه تنگ
چو فریاد یکی دیوانه گنگ

که می کوبد سر شوریده بر سنگ


سرشکی تلخ و شور از چشمه دل
نهان در سینه می جوشد شب و روز
چنان مار گرفتاری که ریزد

شرنگ خشمش از نیش جگر سوز


پریشان سایه ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش

که بی سامان به ره افتد شبانگاه


درون سینه ام دردی ست خونبار
که همچون گریه می گیرد گلویم

غمی ‌افتاده دردی گریه آلود
نمی دانم چه می خواهم بگویم


هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)






برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۵ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

عکس روز (3 عکس)





برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۴ توسط:picap موضوع: نظرات (0)

او سرسپرده می خواست من دلسپرده بودم




من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها، تنها به جرم این که
او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
 گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم


(محمد علی بهمنی)





برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۱۶:۴۳ توسط:picap موضوع: نظرات (0)