بیش از اینها ، آه ، آری
بیش از اینها می توان خاموش ماند
می توان همچون عروسک های کوکی بود
با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید
می توان در جعبه ای ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سال ها در لابه لای تور و پولک خفت
می توان با هر فشار هرزه ی دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت :
" آه ، من بسیار خوشبختم "
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۵:۲۳ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)

من از دیار عروسک ها می آیم
از زیر سایه های درختان کاغذی
در باغ یک کتاب مصور
از فصل های خشک تجربه های عقیم دوستی و عشق
در کوچه های خاکی معصومیت
من از میان ریشه های گیاهان گوشتخوار می آیم
و مغز من هنوز
لبریز از صدای وحشت پروانه ایست که او را
در دفتری به سنجاقی مصلوب کرده بودند
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۵:۲۲ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)

راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی
هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی
عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۵:۲۱ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است
هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید
زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند . . .
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۵:۲۰ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
چه بارانی است در بیرون اتاق !
باران ؟
ابرهای همه ی غم های تاریخ
یک باره بر سرم باریدن گرفته اند
کسی نمی داند که در چه دردی و تبی
می سوزم و می نویسم ! . . .
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۵:۱۹ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
خدایا جهنمت فرداست پس چرا من امروز می سوزم ؟؟؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۵:۱۹ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
مرا تنها گذار
ای چشم تبدار سرگردان
مرا با رنج بودن تنها گذار
مگذار خواب وجودم را پرپر کنم
مگذار از بالش تاریک تنهائی سر بردارم
و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم
می دانستم
خوب می دانستم . . .
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۵:۱۸ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)
کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند
تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند
سادگی مهر و صفا قانون انسان بودن است
کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند
اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب
کاش روزی چشمهایمان با صداقت می شدند
گاهی از غم می شود ویران دلم ای کــاش
بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت:
۰۳:۰۵:۱۷ توسط:picap موضوع:
نظرات (0)