باور مکن ، کاین پیکره محزون منم
من نیستم ! من نیستم
رفت عمر من ، از دست من
این عمر مست و پست من
یک عمر با بخت بدش بگریستم ، بگریستم
لیک عمر پای اندرگلم
باری نپسرید از دلم
من چیستم ؟ من کیستم
(کارو)
گنجشگک اشی مشی, لب بوم ما مشین
بارون میاد خیس میشی, برف میاد گوله میشی
میفتی تو حوض نقاشی
خیس میشی, گوله میشین
میفتی تو حوض نقاشی
کی میگیره فراش باشی
کی میکشه قصاب باشی
کی میپزه آشپزباشی
کی میخوره حاکم باشی
گنجشگک اشی مشی..
گنجشگک اشی مشی, لب بوم ما مشین
بارون میاد خیس میشی, برف میاد گوله میشی
میفتی تو حوض نقاشی
خیس میشی, گوله میشین
میفتی تو حوض نقاشی
کی میگیره فراش باشی
کی میکشه قصاب باشی
کی میپزه آشپزباشی
کی میخوره حاکم باشی
گنجشگک اشی مشی...
در فراز روز بودم چنان شاهینی تیز بال
قله رفیع هر کوه آشیانه من بود
می خواستم در گهواره ماه چنان کودکان نو پا بیارامم
که تیر دلدوز صیاد شاهبالم را شکست
و فرو افتادم چون پرنده بر دشت های بی علف
اکنون چنان شیری زخم آگین در پی سایه می گردم
و خورشید که زمانی پایگاه اندیشه هایم بود
بی رحمانه نیزه های نور را بر زخم تنم می کوبد
( ع.ف )