بانگ پر از نیاز مرا بشنو

از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره ی دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه ای خدای قادر بی همتا
آه ای خدا چگونه ترا گویم
کز جسم خویش خسته و بیزارم
هرشب بر آستان جلال تو
گویی امید جسم دگر دارم
برچسب: ،
ادامه مطلب
از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره ی دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه ای خدای قادر بی همتا
آه ای خدا چگونه ترا گویم
کز جسم خویش خسته و بیزارم
هرشب بر آستان جلال تو
گویی امید جسم دگر دارم
اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم هایت را بشویم،اگر ساز بودم زیباترین ملودی را برایت می نواختم،اگر پروانه بودم به دورت می چرخیدم ولی افسوس که نه بارانم،نه سازم و نه پروانه اما به اندازه تمام دنیا دوستت دارم
در سرزمین قلبم خانه ای ساختم که پنجره هایش هیچ گاه از دیدنت خسته نمی شوند،در این خانه همیشه خاطراتمان را مرور می کنم،اگر چه ازت دورم ولی حرف های گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است،نام تو همیشه در ذهنم و یاد تو همیشه در قلبم جاریست
آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی،همه شب در غم هجر تو نخفتن تا کی،طعنه ز اغیار تو ای یار شنفتن تا کی،روی نادیده و اوصاف تو گفتن تا کی ؟
من پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
مینوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که
شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
HTML clipboard
I can't stop thinking about you
I can't stop wishing you were here
I can't stop LOVING you