به او بگویید که دوستش دارم ...

به او بگویید دوستش دارم
به او که به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده
به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور برد و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
برچسب: ،
ادامه مطلب
به او بگویید دوستش دارم
به او که به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده
به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور برد و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
تمام هستیم را در بر بگیر و ببر
به هر آنجا که می خواهی
حتی به دوزخ
فقط قبل از آن به من یک فرصت بده
تا تو را به آیینه نشان دهم
زندگی دفتری از خاطره هاست ، یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست...
چشم تا باز کنیم عمرمان میگزرد ، ما همه همسفریم...
چقدر ثانیه ها نامردند
گفته بودند که بر می گردند
برنگشتند و پس از رفتنشان
بی جهت عقربه ها می گردند
آه این ثانیه های نامرد
چه بلایی به سرم آوردند
نه به چشمم افقی بخشیدند
نه ز بغضم گره ای وا کردند
از چه رو سبز بنامم به دروغ
لحظه هایی که یکایک زردند
لحظه ها همهمه هایی موهوم
لحظه ها فاصله هایی سردند
آه بگذار ز پیشم بروند
لحظه هایی که یکایک دردند