من با همه وجودم , خود را زدم به مردن ... تا روزگار دیگر کاری به من نداشته باشد ...

نه! کاری به کار عشق ندارم
من هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر در این زمانه دوست ندارم
انگار این روزگار چشم ندارد
من و تو را یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا هرچیز و هر کسی را
که دوست بداری
از تو دریغ می کند
پس من با همه وجودم
خود را زدم به مردن
تا روزگار دیگر
کاری به من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
ناگفته می گذارم
تا روزگار بو نبرد... گفتم که
کاری به کار عشق ندارم..!
برچسب: ،
امتیاز:
بازدید: